ایرج مصداقی  
جست‌وجو
تماس
از سایت‌های دیگر
حقوق بشر
مقاله
گفت‌وگو
صفحه‌ی نخست


گل زادگان- (محمد کاظم)

[ ایرج مصداقی]

کاظم گلزاده غفوری در سال ۱۳۴۲ به دنیا ‌آمد. وی پس از پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی به هواداری از مجاهدین پرداخت و در بخش دانش‌آموزی سازماندهی شد. وی پس از سی خرداد ۱۳۶۰ مسئولیت یکی از تیم‌های نظامی مجاهدین را به عهده گرفت.کاظم در شهریور ماه ۱۳۶۰ در حالی که زخمی شده بود به اسارت نیروهای رژیم درآمد و به زیر شکنجه‌های وحشیانه برده شد اما خللی در اراده او پدیدار نشد و تا آخرین لحظه بر آرمان‌های انسانی خود پافشاری کرد. در شهریور ۱۳۶۰ تلویزیون جمهوری اسلامی قسمت‌های کوتاهی از مصاحبه‌‌ی او را که با لباس بهداری در حال توضیح عملیات‌هایش بود نشان داد. لحن قاطع کاظم در توضیح عملیات‌ها و چگونگی تشریح‌ آن‌ها به خوبی نشانگر اراده و عزم او در مبارزه با جنایتکاران حاکم بر میهنمان بود.

کاظم در ۱۳ مهرماه ۱۳۶۰ جاودانه شد. دژخیمان برای نشان دادن کینه‌شان نسبت به خانواده گلزاده و برای ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه در اطلاعیه دادستانی انقلاب بعد از ذکر نام وی تأکید کردند که وی برادر محمد صادق گلزاده است که چندی قبل اعدام شد. گوشه‌ای از کینه‌ی عوامل رژیم به خانواده گلزاده و خاطره تابناک کاظم را در شکستن سنگ قبرش می‌توان مشاهده کرد.
 
 
 
 
 
 
 

 

بسم‌الله الرحمان الرحیم

 

۱۲ مهرماه ۱۳۶۰

 

وصیت‌نامه محمدکاظم گلزاده (غفوری)

 

مادر و پدر و برادر و خواهر و بقیه (عمو- خاله و دایی) ضمن سلام امیدوارم که در زندگی فی‌سبیل‌الله را از یاد نبرده باشم و همیشه و همه فکر و ذکرم آن بوده و باشد. اگر خطا و اشتباهاتی هم داشته ( که داشته‌ام) امیدوارم که خدای مهربان و بخشنده بر من که پناهگاهی جز او نداشته و ندارم ببخشاید. وصیت‌نامه دیگرم را قبلاً نوشته و برایتان داده‌ام نمی‌دانم رسید یا نه. هیچ مسئله دیگری ندارم به جز این که سفارش مجددی بکنم به مادرم که علاوه بر مصائبی که قبلاً دیده و تحمل کرده این بار نیز مثل قبل بردبار و صبور باشی.

وسیله‌ای برای تحویل ندارم. لباس‌هایم متعلق به زندان است.

 

والسلام

 

دوازده مهرماه هزار و سیصد و شصت

 

کاظم گلزاده – زندان اوین
 

 

 

وصیت‌نامه کاظم بیرون از زندان

 

بسم‌الله الرحمان الرحیم

 

قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا

بگو: شما را تنها به يك چيز اندرز مى‏دهم، و آن اينكه: دو نفر دو نفر يا يك نفر يك نفر براى خدا قيام كنيد، سپس بينديشيد.

 

یا ما سرخصم بکوبیم به سنگ     یا او سر ما به دار سازد آونگ

 

با درود به مادر پر دردم و سلام بر پدر و خواهر و برادران عزیزیم و بقیه. وقتی که قلم به دست گرفتم که وصیت‌نامه‌ای بنویسم هراسی به دلم راه یافت که گر قبل از تمام ذرات وجودم در جهت آنچه که من آنرا حقیقت یافته‌ام و در راهش قدم گذاشته‌ام فدا شود بر اثر مشکلات که خاصه آنست لحظه‌ای غفلت کردن میان من و شهادت فاصله‌ای افتد و من که بارها تا چند قدمی آن رفته‌ام و می‌دانم که آنهایی که در این راه پا گذاشتند و هرچه بیشتر استقامت کردند ایمانشان به راهشان افزون شده و چه شیرین مرگ را پذیرا می‌شوند.

گاهی که من فکر می‌کنم بر آنچه که بر این خلق و قیامشان گذشت و وقتی که به آرمان شهدای آن می‌اندیشم و با تصوری که از قسط و عدالت و حکومت اسلامی داشته و داریم و آن‌چه شد و ‌آن‌چه که طی این چند ماه بر این ملت که زیر بار استبداد زیر پرده دین نرفته‌اند آمد و ... خانواده خودمان وقتی که صدای مادرم در گوشم طنین انداز می‌شود قلبم به درد می‌آید و بعض گلویم را می‌فشرد و انگشت‌هایم ماشه تفنگ را سخت و مطمئن لمس کرده وقتی که چشمانم روی مزدوران خمینی قفل شد آنرا می‌چکاند و آنگاه که مجاهدی در صحنه پیکار آتش بپا می‌کند.

... چه کسی فکر می‌کرد که وقتی مبارزه می‌کند تا رژیم اسلامی و مردمی بیاید دوباره به دست جنایتکار آن به زندان افتاده ولی این بار به جوخه های آتش اوین سپرده می‌شود؟

ما که نمی‌توانیم در مبارزه خود تردید کنیم آنچه که مورد شک وارد می‌شود، هیئت رژیم خمینی است که بار دیگر بازی دیگر (انا ربکم الاعلی) را تکرار می‌کند.

و در آخر تنها به جمله‌آی از مجاهدین بسنده می‌کنم.

 

سخن از رفتن نیست

سخن از ماندن هم نیست

سخن‌ این است که خاکستر تو

تخم رزم آور دیگر باشد.

 

پیش به سوی جمهوری دموکراتیک اسلامی و زنده باد آزادی

مرگ بر استبداد زیر پرده دین

مرگ بر خمینی جلاد

و با درود به سازمان پرافتخار مجاهدین خلق.   
 
عبدالحق محمد کاظم گلزاده غفوری
 

 

 

ایرج مصداقی

 

۳۰ دیماه ۱۳۸۸

 

www.irajmesdaghi.com

 

irajmesdaghi@yahoo.com

 

 


منبع: ایرج مصداقی



[نظر دهید]   [تعداد نظرها 0]

   

نسخه‌ی چاپی  

ارسال مقاله به دوستان



دیگرنوشته‌های
ایرج مصداقی   در آرشیو سایت   ایرج مصداقی:




No press releases currently available


دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ 
  ۶ سپتامبر ۲۰۱۰


مقاله

* گرچه ما می‌گذریم راه می‌‌ماند ( در رثای جاوادنه‌های رضایی‌ جهرمی)  

* درخواست برای محاکمه‌ی عاملین اعدام‌های ۶۷  

* قتل‌عام ۶۷ در پاسخ‌های رسمی دولت جمهوری اسلامی  

* معرفی عاملان و آمران و افراد مطلع از اعدام‌های مرداد ۶۷  

* نامه سرگشاده به میرحسین موسوی  

* «محمد نبودی ببینی»، برادرت را کشتند! 

* نگاهی به زندگی اکبر خو‌ش‌کوش یکی از عناصر امنیتی نظام  

* «آیا زندگی باز به آن‌ها خواهد خندید»  

* حق با شادی صدر است یا داریوش برادری 

* برای مظلومیت و تنهایی محمدعلی حاج‌آقایی  

* شورای حقوق بشر سازمان ملل و همسر سعید امامی! 

* با چهره‌ی سید حسین مرتضوی یکی از جنایتکاران علیه بشریت آشنا شویم!  

* بهار با بچه‌ها، بهار بی‌بچه‌ها (یادی از دلاوران خانواده‌‌ی مدائن)  

* داستان دستبوسی جنتی! 

* «شرفیابی و درخواست عفو و انابه در حضور رهبری»  

* اعدام توابان، تراژدی مضاعف 

* سوءقصد به تواب نظام یا سناریوی جدید کودتاچیان  

* احسان نراقی همچنان در خدمت قدرت  

* نامه‌های علیرضا حاج صمدی به همسرش مریم گلزاده غفوری  

* «کاظم» تبلور خشم و عصیان نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی  

* صدای «صادق» نسلی که در سکوت پرپر شد  

* فرمانده حمله به پایگاه موسی خیابانی چه کسی بود؟  

* کتاب «نگاهی به سازمان بین‌المللی کار، نقض حقوق بنیادین کار در ایران»  

* «سلامم غریبانه در هر خانه را خواهد زد» 

* عبرت‌های روزگار  

* گل زادگان- (محمد کاظم) 

* گل‌- زادگان ( محمدصادق)  

* گل ــ زاده، نخ «دانه‌های تسبیح» * (قسمت دوم)  

* مسعود علی‌محمدی آخرین قربانی دستگاه امنیتی ولایت فقیه 

* دکتر گلزاده غفوری مدافع بزرگ حقوق مردم (قسمت اول)  

* فرخ نگهدار و درد «فروپاشی» نظام 

* از محرم و عاشورای ۶۷ تا محرم و عاشورای ۸۸ 

* شب لعنتی و فانوس (به یاد فاطمه کزازی)  

* در رثای کسی که به جای حکومت بر سرهای بالای دار، بر قلب‌های مردم حکومت کرد 

* پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (بخش دوم)  

* پرسش و پاسخ در مورد فعل‌انفعالات عراق و وضعیت مجاهدین و ... (قسمت اول) 

* امیر فرشاد ابراهیمی بازیچه‌ دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی  

* گزارش‌های نادرست به ما خدمت نمی‌کنند- بخش سوم 

* نقد فرهنگ سیاسی - حذف و سانسور در خاطرات زندان!- بخش دوم  

* نقدی بر «آفتابکاران» نوشته‌ی محمود رویایی – بخش نخست 

* گفت گو با ايرج مصداقي، نويسنده چهار جلد خاطرات زندان  

* همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران 

* مسعود صدر‌الاسلام (طه طاهری)، همان صالح بازجوی معروف ۲۰۹ اوین نیست! 

* مذهب در خدمت شکنجه و کشتار 

* احمد توکلی و قتل فجیع نرگس جباری  

* آقای کروبی جنایات دیگر خامنه ای را هم افشا کنید  

* کندوکاوی در وقایع پس از انتخابات 22 خرداد 1388 

* همخوانی یک سیاست 

* سخنی در باب فرصت طلبی گردانندگان سایت «اخبار روز» 

* یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و «نوپو»  



irajmesdaghi@yahoo.com    | | IRAJ MESDAGHI 2007  ©